بایگانی | ژانویه, 2018

مصادرۀ حرکت اعتراضی دختران خیابان انقلاب ممنوع!

31 ژانویه

از بدو تأسیس جمهوری اسلامی ایران و از اولین تظاهرات بر ضد حجاب اجباری در 17 اسفند 1357 (8 مارس) تا کنون زنان به هر طریق ممکن مخالفت خود را با حجاب اجباری نشان داده اند. در تمام این چهل سال برخوردهای خشونت آمیز از اسیدپاشی تا ضرب و شتم و دستگیری توسط مأموران گشت ارشاد و پلیس و بسیج نتوانسته زنان را از مقاومت، ایستادگی و پیشروی بازدارد.
اکنون پس از موج اعتراضی اخیر و خیزش تودۀ انسان های زحمتکش و جوانان بیکار عاصی از فقر و تبعیض و بی عدالتی شاهد حرکت ویدا موحدی هستیم. او روسری خود را چون پرچمی بر سر چوب زد و بر بلندی ایستاد و در سکوت به حجاب اجباری اعتراض کرد. با وجود دستگیری این زن شجاع و معترض، حرکت اعتراضی ویدا تکثیر شد. این روزها شاهد هستیم که ویداهای دیگری در جای جای خیابان انقلاب و خیابان-های دیگر تهران و در اصفهان، شیراز، اهواز، کرج و دیگر شهرها به همین شیوه دست به اعتراض می زنند.
اما آنچه جای تأسف و اعتراض دارد این است که ناگهان بلندگوهای سرمایه داری جهانی ازجمله BBC ، VOA و تلویزیون «من و تو» که از جریانات داخل عقب مانده اند به تکاپو می افتند و در مصاحبه با مسیح علی نژاد از یکدیگر سبقت می گیرند تا هرطورشده این حرکت مستقل و خودجوش را به «چهارشنبه های سفید» و «آزادی های یواشکی» او بچسبانند تا از آن به نفع خود بهره برداری کنند. مسیح علی نژاد، اصلاح طلب سابق، که در شرایطی که زنان و دختران شجاع و معترض از جمله در مقابله با همین حجاب اجباری در کوچه و خیابان کتک می خوردند و دستگیر می شدند و مقاومت می کردند، کشور را ترک کرد و در همان منطقۀ «امن» هم تا مدت ها با کلاه موی سر خود را می پوشاند و در تلویزیون های خارج کشوری حاضر می شد و برای رسانه های سرمایه داری امثال VOA کار می کرد، حالا این حرکت را ادامۀ کمپین«چهارشنبه های سفید» و «آزادی های یواشکی» خود قلمداد می کند. در حالی که این حرکت کاملاً مستقل و خودجوش بوده و هیچ ربطی به کمپین مسیح علی نژاد و هیچ شخص یا جریان دیگری ندارد. دختران خیابان انقلاب نه چهارشنبه، بلکه ابتدا سه شنبه و سپس دوشنبه و سه شنبه، و نه با روسری سفید بر سر، بلکه بی حجاب و با پرچمی از روسری سفید، سیاه، سرخ و رنگ های دیگر به خیابان آمدند. از همه مهم تر، آن ها نه «یواشکی» بلکه علنی و در شلوغ ترین خیابان شهر و پیش چشم همه و رو در روی پلیس و نیروهای سرکوبگر، بر بلندی ایستادند، شجاعانه روسری از سر برداشتند، آن را چون پرچمی بر سر چوب زدند و به اهتزاز در آوردند. این حرکت را با هیچ استدلالی نمی توان ادامه کمپین «چهارشنبه های سفید» و «آزادی های یواشکی» مسیح علی نژاد دانست. حرکت دختران انقلاب فرسنگ ها جلوتر از کمپین های مسیح علی نژاد است. دختران انقلاب روی پای خود ایستاده اند، به همت خود برخاسته اند و آگاهانه در برابر یک رژیم زن ستیز قد برافراشتهاند. این زنان و دختران نیازی به رهبر و منجی ندارند، چه مسیح علی نژاد باشد، چه فرح پهلوی ،که با حرکت اعتراضی مردم ناگهان از گور درآمد، و چه مریم رجوی یا دیگری.
ما زنان آزادی خواه بر پای خود ایستاده ایم و به نیروی خود تکیه کرده ایم. ما مستقل هستیم و اجازه نمی دهیم هیچ فرصت طلبی پا بر فراز شانه های ما بگذارد و از ما به عنوان نردبانی برای صعود به قدرت سیاسی استفاده کند.
منیژه گازرانی
10/11/96

Advertisements

دو کلمه حرف حساب – 5

10 ژانویه

1-رهبر جمهوری اسلامی گفت : «اعتراض و اجتماع حق مردم است.» بسیار خوب. اما حقی که نتوان از آن استفاده کرد به چه درد مردم می خورد؟ وقتی مردمی که می خواهند از این حق استفاده کنند با باتوم و سلاح و سرکوب رو به رو می شوند، گفتنِ این که «اعتراض و اجتماع حق مردم است» به چه درد آنها می خورد؟ وقتی مردم معترض در مظان اتهام وابستگی به «دشمن» قرار می گیرند و درواقع به این ترتیب از اعتراض و اجتماع بازداشته می شوند، گفتنِ این که «اعتراض و اجتماع حق مردم است» چه دردی را از انبوه دردهای آنان دوا می کند؟ مردم مخالف و معترض به درستی می گویند «حق» بی خاصیتی که نتوان از آن استفاده کرد باید از خیرش گذشت و عطایش را به لقایش بخشید.
2- آنچه باعث بی خاصیت شدن «حق» اعتراض و اجتماع مردم می شود از یک سو حضور مسلحانه و رعب انگیز نیروهای نظامیِ مجهز به انواع سلاح ها و تجهیزات در خیابان ها برای بازداشت و سرکوب معترضان و اجتماع کنندگان است و، از سوی دیگر، مرعوب ساختن معترضان و اجتماع کنندگان از طریق طرح دو قطبی «دوست» و «دشمن» است که باعث می شود بسیاری از مخالفان و معترضان از ترس وابسته قلمدادشدن به آمریکا و اسراییل و عربستان و… دست از اعتراض و اجتماع بردارند. استفاده واقعی مردم از حق اعتراض و اجتماع پیش از هر چیز در گرو برداشته شدن این دو مانع اصلی است. بدیهی است که اگر اراده ای برای برداشتن این موانع وجود نداشته باشد، جامعه ایران دیر یا زود بازهم شاهد خیزش های قهرآمیزی چون رویدادهای اخیر خواهد بود.
محسن حکیمی
20/10/96

دو کلمه حرف حساب – 4

6 ژانویه

1-وزیر کشور جمهوری اسلامی از شمار اندک شرکت کنندگان در تظاهرات و تجمع های ضددولتی اخیر سخن گفت. بی شک، شمار شرکت کنندگان در تجمع های مخالفان جمهوری اسلامی از تعداد طرفداران رژیم کمتر بوده است. اما علت این قلت بسیار روشن است: طرفداران رژیم به صورت سازمان یافته و آزادانه و بدون ترس از هرگونه خطری به خیابان می آیند، حال آن که مخالفان رژیم برای حضور در خیابان با خطر کشته شدن، بازداشت، کتک خوردن و توهین و اهانت رو به رویند. بدیهی است که اساس این دو نوع تظاهرات بر نابرابری کاملاً آشکار مبتنی است. اگر جمهوری اسلامی واقعاً می خواهد برآوردی از جمعیت مخالفان خود داشته باشد، بگذارد مخالفان نیز بدون ترس از کشته شدن، بازداشت و ضرب و شتم و توهین به خیابان بیایند و با تظاهرات و راه پیمایی مسالمت آمیز مطالبات خود را آزادانه بیان کنند.
2-مقامات جمهوری اسلامی اغتشاش و تخریب و خشونت را به تظاهرکنندگان ضددولتی نسبت می دهند. باید به صراحت و بدون پرده پوشی گفت عامل و مسبب اصلی اغتشاش و تخریب و خشونت خودِ جمهوری اسلامی است. اغتشاش و تخریب و خشونتِ برخی از معترضان در اینجا و آنجا واکنش طبیعی سال ها سرکوب انباشته شده در وجود این معترضان است و به این معنا کاملا قابل درک است، سرکوبی که این روزها نه تنها کاهش نیافته بلکه با کشتار و بازداشت و ضرب و شتم معترضان به اوج خود رسیده است. اکنون دیگر مردم معترض به درستی می دانند که سرکوب در ذات نظام سرمایه داری حاکم است و هیچ توهمی به این نظام ندارند. با این همه، در مقابل اتهام اغتشاش و تخریب و خشونت و در دفاع از خود می گویند اگر جمهوری اسلامی واقعاً با این اعمال مخالف است و واقعاً می خواهد آنها در جامعه رخ ندهند، دست از سرکوب بردارد، تمامی بازداشت شدگان را بی درنگ و بی قید و شرط آزاد کند و شرایط را برای حضور ایمن و آزادانه مردم معترض در خیابان ها فراهم نماید. اگر در این حالت مخالفان بازهم دست به خشونت و تخریب و اغتشاش زدند، حق با جمهوری اسلامی است. در غیر این صورت، مقام های جمهوری اسلامی باید این اتهام ها را پس بگیرند و از مردم معترض معذرت بخواهند.
محسن حکیمی
16/10/96

دو کلمه حرف حساب – 3

2 ژانویه

1- کشتار مردم معترض محکوم است. بر اساس اعتراف خود جمهوری اسلامی تا کنون 10 نفر کشته شده اند. بی تردید آمار واقعی کشته شدگان بیش از این است. افزون بر این، تاکنون صدها نفر مصدوم و صدها نفر دیگر بازداشت شده اند. کشتار مردم باید بی درنگ پایان گیرد و بازداشت شدگان باید بی قید و شرط آزاد شوند، و نیز محدودیت دسترسی به شبکه های اجتماعی باید برداشته شود تا مردم بتوانند آزادانه به تبادل اطلاعات بپردازند.
2- حکومت اگر می خواهد مردم معترض متقابلا و در واکنش به سرکوب به نهادهای دولتی و سرکوبگر و نیروهای امنیتی و انتظامی حمله نکنند باید، در کنار پایان دادن به سرکوب و کشتار، شرایط را برای برگزاری تظاهرات و راه پیمایی مسالمت آمیز مردم در تمام شهرها فراهم کند و نیروی انتظامی را به جای سرکوب و کشتار مردم موظف به تامین امنیت این تظاهرات و راه پیمایی کند، تا مردم بتوانند در امنیت کامل به خیابان ها بیایند و مطالبات خود را بیان کنند و تا زمان تحقق آنها آزادانه به مبارزه خود ادامه دهند. طبیعی است که سرپیچی حکومت از تحقق این دو خواسته و تداوم سرکوب و کشتار اقدام متقابل مردم را در پی داشته باشد.
محسن حکیمی
11/10/96

دو کلمه حرف حساب – 2

2 ژانویه

1- سازمان یابی شورایی. بدون شبکه منسجم، مستحکم و به هم پیوسته ای از شوراهای خیابان، محل کار و محل زیست که بتواند مرحله کنونی جنبش را به مرحله بالاتری (اعتصاب عمومی و…) ارتقا دهد، بی تردید جنبش کنونی متوقف و در نهایت درهم شکسته خواهد شد.
2- طرح مطالبات مشخصی که کلیت آنها را می توان زیر دو عنوان «رفاه» و «آزادی» خلاصه کرد. بدون طرح این خواسته ها، توافق عمومی بر سر جزئیات آنها و تبدیل آنها به پرچم جنبش، حرکت کنونی یا اسیر خشونت کور بی هدف خواهد شد و یا به سیاهی لشکر و گوشت دم توپ جریان هایی از اپوزیسیون تبدیل خواهد شد که با طرح شعارهای کلی و بی محتوایی چون «جمهوری ایرانی» و… می کوشند بر امواج جنبش کنونی سوار شوند و آن را به تخنه پرشی برای رسیدن خود به قدرت سیاسی تبدیل کنند.
محسن حکیمی
10/10/96

دو کلمه حرف حساب – 1

2 ژانویه

1- حسن روحانی در توجیه افزایش قیمت بنزین گفت: «بر اساس مصوبه سالها پیش در مجلس، دولت باید قیمت بنزین را به سطح قیمت جهانیِ بنزین برساند.» بسیار خوب. اما اگر قرار است قیمت کالاها در ایران به سطح جهانی آنها برسد قیمت نیروی کار در ایران نیز باید به سطح جهانی آن برسد. چرا فقط قیمت بنزین باید به سطح قیمت جهانیِ آن برسد؟ چرا دولت همزمان با افزایش قیمت بنزین، قیمت نیروی کار در ایران (دستمزد کارگران ایران) را نیز به سطح قیمت جهانیِ آن نمی رساند؟ چرا در لایحه بودجه سال آینده قیمت بنزین 50 درصد گران می شود اما قیمت نیروی کار حداکثر 10 درصد افزایش می یابد؟
2- روحانی در همان سخنرانی گفت: «درآمد ناشی از افزایش قیمت بنزین در جهت اشتغال زایی به کار خواهد رفت.» بسیار خوب. اما چرا ایجاد کار باید به بهای فشار بر میلیون ها انسان کارگر و زحمتکش انجام شود؟ چرا دولت به جای گران کردن قیمت بنزین، درآمد خود برای اشتغال زایی را از طریق کاهش بودجه های میلیاردی ده ها نهاد مذهبی – که کاری جز تولید خرافات برای تثبیت و تحکیم استثمار انسان از انسان ندارند – افزایش نمی دهد؟ در لایحه بودجه سال آینده، بودجه این نهادها نه تنها کاهش نیافته بلکه بین 10 تا 20 درصد افزایش یافته است.
محسن حکیمی
29/9/96